برای جانای جان
-
تاریخ: 1405/5/17 ساعت: 2:10
رفتی که من در نیمه ی تاریک این سیاره باشم رفتی که مثله سایه ای روی زمین آواره باشم رفتی و جای خالیت را در کنارم حس نکردی رفتی و چیزی از عذابه انتظارم حس نکردی میسوزم اما آتشه عشقه تو خاموشی ندارد میمیرم اما داغه چشمانت فراموشی ندارد باید مرا باور کنی تنهاترین مرد زمینم تو در طلوع تازه ای من در غروب ...
جانا
-
تاریخ: 1401/10/4 ساعت: 12:06
جانا میخواهم برای تو بگویم میخواهم برای تو شروع دوباره ای باشم پایان نه بگذار پایان قصه را باز بگذاریم شاید کسی عشق مرا بازگو کند میدانم یک نفر مرا باور خواهد کرد
قلب
-
تاریخ: 1401/10/4 ساعت: 12:06
قلب درسینه ی من قرار دارد اما جای دیگر میتپد !!! همانجا که تو هستی ... (امیرمحمد عبدالهی)
دلم میخواهد
-
تاریخ: 1401/10/4 ساعت: 12:06
دلم میخواهد باتو حرف بزنم یا نمیدانم شایدم دلم میخواهد بنشینم و فقط نگاهت کنم…!